چه قدر آسون شدم باهات غريبه ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گفتي ميخوام بهت بگم همين روزا مسافرم
"بايد برم" براي تو فقط يه حرف ساده بود
كاشكي ميدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود ، شايد كه تقصير منه
شايد كه اين عاقبت اينجوري عاشق شدنه
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگ شدنه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يكي ميره آدمو تنها ميزاره
يه دنيا خاطره پشت سرش جا ميزاره
هميشه يه دل غريب يه گوشه تنها ميمونه
يكي مسافرو يكي اين وره دنيا ميمونه
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
بمون واسه خونهاي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي كه عاشق ديدن توست
با اينکه نديدمت دلم هر روز برايت تنگ مي شود. بديش اين است که مي دانم تو
هستي. کاش نبودي! مثل هزاران چيز ديگر که توي اين دنيا نيست ولي آدم ها
بازالکی به دنبال آن می گردند
دلخوشي من اين است که ميدانم هستي ........
منو ببخش اگه هنوز ، مثل قدیم دوست دارم
تو لحظه ی دیدار تو ، دلُ پیشت جا می ذارم
ببخش که هر جای زمین ، چشم تو قبله ی منه
پرنده ی دل تو قفس ، واسه تو پرپر می زنه
منو ببخش که بی دلیل ، شدی دلیل زندگی
گفتم دوسم داری ببخش ، به خاطر این سادگی
منو ببخش که بی نگات ، دیوونه چشات منم
هنوز با خوش خیالی ، به جاده ها زل می زنم
ببخش که طعنه های تو ، دلُ از عشق خسته نکرد
برات دلم بهارُ خواست ، حتی تو پائیزای زرد
منو ببخش که بی دلیل ، شدی دلیل زندگی
گفتم دوسم داری ببخش ، به خاطر این سادگی
عشقت ببخش اگه شده ، تمومِ دین و مذهبم
خورشیدُ بخشیدم به تو ، با اینکه خسته از شبم
ببخش اگه دوست دارم ، با اینکه بیزار از منی
دلُ می بخشم باز به تو ، با اینکه بازم می شکنی
منو ببخش که بی دلیل ، شدی دلیل زندگی
گفتم دوسم داری ببخش ، به خاطر این سادگی