با ديدنت تو همون يه لحظه

گفتم چشات يه عالمي مي ارزه

 از روزي كه گل گرفتم از تو

دستم داره مثل دلم مي لرزه

 چي داشت چشات كه من حالا اسيرم

حس ميكنم بدون تو ميميرم

هزار تا گل ميدم بهت وليكن

دلم رو از تو پس ميگيرم

برعكس بخت من ، مژه ات بلنده

لبات يه باغ گل ياس خنده

 تو قفس انداختي دل رو دريغ از

 يهو نشي دونه واسه اين پرنده

هرچي ستاره بود من شمردم

 صد دفعه واست زنده شدم و مردم

 تو چي شدي كه دل زدي به دريا

من دست چشمات خودمو سپردم

 من زير باد به عشق تو شكستم

كاش نميدادي اون گل رو به دستم

 ماه ديگه طفلكي منو شناخته

بهم ميگه همون كه عشقو باخته

 گفت برات يه نردبون مي سازم

 قولشو داده تا حالا نساخته

فال مي گيرم روزي هزار و يك بار

شايد يكيش بگه مياي سراغم...

 

سالها پرسيدم از خود كيستم ؟؟ آتشم ... شورم ... شرارم .. چيستم ؟؟ ديدمش امروز دانستم

 كنون ... او به جز من ، من به جز او نيستم ...

 

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مينويسم.:::::::::::::::::::::::::::::::::::::: در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار ، خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو ... كلبه ي غريبي ام را پيدا كن ... كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام در ِ كلبه را باز كن مرا خواهي ديد با بغض كويري كه غرق عصاره ي انتظار پشت ديوارهاي دردم نشسته...............................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 كاش كوچيك بوديم ... وقتي كوچيك بوديم دلامون بزرگ بود ولي حالا بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ... كاش كوچيك ميمونديم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فريادم كه ميزنيم باز كسي حرفامون نمي فهمن ....!!!!!!!!

 

حكايت جالبيست .... فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نميكنند ....

 

 اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي ست ..... غمي نيست همين انتظار شب برايم كافي ست ....

 

تو زندگيت بارون نباش كه خودتو با منت رو شيشه ها بكوبي ابر باش تا همه منتظر باريدنت باشن ....

 

دست از سرم بردار کنار تو نمی مونم

 یه روز می گفتم عاشقم اما دیگه نمی تونم

 تقصیر هیچ کس دیگه نیست قصه ما تموم شده

حیف همه خاطره هام به پای کی حروم شده

دروغ می گفتی که برم از بی کسی دق می کنی

 اشکات و باور ندارم بیخودی هق هق می کنی

 آرزومه که یه لحظه رو به روی من بایستی

 آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی

 توی شهر بی تو دل من با همه قهره

توی شهری که تو نیستی همه جارو غم گرفته

 هرجا که رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته

 اون لحظه ای که تو نباشی نمی ارزه

دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه

چی بگم از کجا بگم

دردمو با کیا بگم

 بهتره که دم نزنم

حرفی از عشقم نزنم